محمود نجم آبادى

392

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

انتخاب مىگرديده است . و اين امر از آن جهت بوده كه حيثيت و اعتبار كشور لكه‌دار نگردد . اينان مىبايست كمال مطلوب را در نظر داشته باشند . در مورد تن‌پزشك اشاراتى در اوستا آمده است كه قبل از شروع به طبابت بايد بدانها عمل گردد . در كتاب دينكرت پهلوى در فصل هوسپارم درباره رفتار طبيب با مريض و احتياطات لازمه تذكرات سودمندى آمده است ، در اين كتاب دستور داده شده است كه اگر طبيب به استراحت بپردازد و در عيادت و درمان بيمار تعلل ورزد مرتكب گناه بزرگ و جنايتى گرديده است . وظيفه يك پزشك باوجدان آن است كه اثر داروهائى را كه براى بيماران تجويز مىكند ، روز به روز با دقت كامل مورد بررسى قرار دهد و آن را عوض كند و داروهائى كه داراى خواص بهترى باشند به جاى اولىها توصيه نمايد . بر طبيب بوده كه از ناتوانان روزانه در ساعت معين بازديد كند و در درمان آنان نهايت سعى مبذول دارد و با مرض چنان در مبارزه افتد ، كه گوئى با دشمن خود پنجه نرم مىكند . درباره صفات طبيب آنچه تا به حال تحقيق گرديده در ايران باستان بسيار با اهميت بوده است و چون طبيب عموما از طبقه اشراف‌زادگان و مردمان شريف بوده ، مىبايست تحصيلاتش عميق باشد و فردى انتخاب گردد كه موضوعات طبى را به خوبى مطالعه نموده و در حرفه خود مجرب و با بيمار با آرامى و حوصله رفتار كند و درباره‌اش سعى و كوشش مبذول داشته وى را از روى وجدان درمان كند . بعلاوه طبيب بايد شيرين زبان و ملايم و مهربان و به حرفه خود افتخار داشته باشد ، از ادامه بيمارى به طمع مال